8.4.10

زندگی وسعتی دارد به اندازۀ مرگ

شاید فرق های زیادی باشه بین ما که تو ایران تربیت و بزرگ شدیم و بچه هامون که در اروپا یا آمریکا. ولی یه فرق اساسی که من متوجه اش شدم اینه که ما رو خیلی در گیر احساس و عاطفه کردن، ولی بچه های ما نگاه منطقی تری به هر موضوع دارن. برای مثال یادمه وقتی پدرم گرم صحبت میشد و میرسید به جایی که میگفت ً اگه یه روزی من مردم ً.  یهو تمام خونه یکصدا از بزرگ و کوچیک میگفتیم که اِ... آقا جون خدا نکنه این چه حرفیه. خاطرم هست  یه روزی به پسرم که شاید اونزمان ده سالش بود گفتم  ً بابا جون اگه یه روزی من مردم ً ، بعد ناخوداگاه یاد بابام افتادم و عکس العملی که ما اونزمان داشتیم، قدری مکث کردم ببینم با گفتن این جمله که، من اگه مردم، پسرم چه عکس العملی نشون میده که دیدم  همینطوری نگاهم میکنه و بدون کوچکترین عکس العملی با ابروهای درهم کشیده می پرسه که، ًخب بقیه اش؟ چی میشه بعد از اینکه مردی؟ ً بعد من با سعی فراوان کاملن طبیعی به صحبتم ادامه میدم که ًهیچی اگه من مردم منو یه وقت دفن نکنین ها  من دوست دارم که جنازه امو بسوزونین ً. یه کم نگاهم میکنه و کاملن جدی میپرسه، ً اینجوری ارزونتره؟ ً  میگم، ً نمیدونم قیمت نکردم، میگه ًپس بپرس اگه ارزونتر بود همینکارو میکنیم.ً   این اتفاق واقعی به نظرم، هم اونموقع، هم الان که بهش فکر میکنم درونش یک طنزی نهفته بود و هست  که علیرغم گزنده بودنش هروقت یادم میافته باعث نشاطم میشه. ااا   

3 Kommentare:

شهرزاد گفت...

:)

ماری گفت...

هه هه هه کلی خندیدم حق با شماست میفهمم چی میگید همینطوری خوبه والا ما توی این دیار غربت داریم هر روز هر لحظه تاوان اون همه محبت و عاطفه های زیاد و بیش اندازه رو پس میدیم یک اب خوش از گلوم پائین نمیره چرا؟؟؟ میگم من اینجا مثلا خوشم بیچاره خانواده ام کاش اینجا بودند و از این حرفها اینم نتیجه اش خوشی تنهایی رو به خودمون نمیبینیم چرا ؟؟؟ خوب ...

afsaneh گفت...

خانواده مهمترین چیزیه که ادم داره حتی تصورش هم سخته که ادم خونوادش رو از دست بده وقتی وابستگی ها بیشتر باشتد بهتره ادم قدر خونوادش رو بیشتر می دونه واسه ما که تو ایرانیم که اینجوریه