راهی که میشوم
اندیشهام
کهنه چمدانی میگردد
که بوی نیم سوخته اش
حجم نیم سوخته ام را با خود میکشد
یادت باشد
پنجره سهم باد است
من افق را میبرم
سنگینی لبخند هایم مال تو
من نگاهت را میبرم
درب های نیمه باز سهم من
فردا را تو بردار
یادم باشد
لوح ساده اندیشههایم را
رنگ بپاشم
و خیال خامم را از آغوشت
برچینم
اندیشهام
کهنه چمدانی میگردد
که بوی نیم سوخته اش
حجم نیم سوخته ام را با خود میکشد
یادت باشد
پنجره سهم باد است
من افق را میبرم
سنگینی لبخند هایم مال تو
من نگاهت را میبرم
درب های نیمه باز سهم من
فردا را تو بردار
یادم باشد
لوح ساده اندیشههایم را
رنگ بپاشم
و خیال خامم را از آغوشت
برچینم
یافا فتاحی
0 Kommentare:
ارسال يک نظر