4.11.10

حتی روزی که دیگر نباشم

روزی ما دوباره کبوترهایمان
را پیدا خواهیم کرد و مهربانی
دست زیبایی را خواهد گرفت.
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسانی برای هر انسانی
برادری است.
روزی که مردم دیگر در خانه‌هایشان
را نمی‌بندند.
قفل افسانه‌ای است و قلب
برای زندگی بس است...
روزی که معنای هر سخن
دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف
به دنبال سخن نگردی.
روزی که آهنگ هر حرف
زندگی است
تا من بخاطر آخرین شعر
رنج جستجوی قافیه نبرم.
روزی که هر لب ترانه‌ای است
تا کمترین سرود بوسه باشد.
روزی که تو بیایی
برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان
دانه بریزیم...
و من آن روز را انتظار می‌کشم
حتی روزی
که دیگر
نباشم...
ااا
 

احمد شاملو
 

1 Kommentare:

سامیه گفت...

سلام دوست عزیز
قبل از هرچیز نظر من رو تایید نکنید
خوشحالم که وبت رو میبینم...شعرهای جالبی گذاشتی..میگن شاعرها یه نوع خودشیفتگی تو خودشون دارند...می خواستم بگم اطرافیانم بهم می گن من صدام شبیه فروغ فرخزاده..میخوام شعرهایی رو که نخونده و خیلی عالی هستند رو بخونم اما متاسفانه به استدیوی خاصی دسترسی ندارم...به نظر شما چیکار کنم؟