دست رنج کارم، این دو پنجرۀ رو به خیابان
این ده متر اتاق
این قرص ماهِ نشسته بر لبۀ بشقاب
و خمیازه های این بطری خالی
تمام روزها برایم اولین روز هفته اند
دایره وار به دور من از نو تکرار میشوند
میان این گور ده متریِ اجاره ایی
که پنجره دارد به روی خیابان
دنیا را داده ام در ازای یک صندلی جاوید
که روی آن بنشینم، کار بتراشم
برای زنبورها و ارواحم
که شاید این آه به سکه تبدیل شود
تا بتوانم هر یکشنبه تکه ایی خورشید خریداری کنم
سرزمین مادریم را میان گنجه ایی بیاویزم
و عشق را کنار راه پله ملاقات کنم
و چتری داشته باشم به هنگام رعدو برق
دسترنج کارم خیابانیست
که بیوقفه چهره میفروشد
میان خانههایی که رنگ لباسهای روی بند
و ابرهای آسمان را از بر کردهاند
من در جستجوی یک پنجره
گم میشوم میان خیابانی لبریز از نشانه
تمام زندگیام، رفت و برگشت
سفری به نا کجا، درون شب
Jorge Carrea Andrade
برگردان به فارسی رضا رشیدپور
2 Kommentare:
درود بر شما
بخاطر تمام تلاش هایی که در زنده نگاه داشتن فرهنگ و انتشار آن داردید.
بنده از یکی از زحمات شما که اشعار فورغ رو قرار داده بودی استفاده بردم و خواستم که تشکر ویژه ای از شما داشته باشم
شاد ، سلامت ، پر امید و توانمند باشید همیشه همه جا
امیر
سپاس فراوان امیر جان محبت های شما باعث دلگرمی است.پاینده و پوینده باشی. رضا
ارسال يک نظر