4.1.11

بر باد رفته

باور نمیکنی؟ از پشت‌بام کاهگلی خانۀ قدیمی بپرس. تمام کودکیم شوق پرواز دادن بادبادکهای خود ساخته‌ام بود و همیشه دلم شور میزد که جای این نسیم ملایم را بادی موذی بگیرد و بندی که پیوندی میان من و پرندۀ کاغذی ام بود تاب نیاورد و پاره شود. تمام کودکی و نو جوانی و جوانی با بادها و بادبادکها رفتند. حالا که خوب نگاه میکنم، خود بادبادکی بیش نبودم، بادبادکی سپرده به دستی که ارتباط میان دلبندی و دلشوره را نمیداند. ااا

4 Kommentare:

ماری گفت...

سلام آقای رشیدی پور شرمنده بابت تاخیر تبریک نوئل امیدوارم زندگی بر وقف مراد باشد و حال مراد هم خوب باشد
متن فوق العاده ایی نوشتید دوست داشتم نظرم رو در مورد این متن مینوشتم چون خیلی عجله دارم یکبار دیگه سر فرصت خدمت میرسم موفق و شاد و سلامت باشید
ماری

Reza Rashid pour گفت...

با سلام خانم ماری، امیدوارم شما و خانوادۀ محترم نیز خوب باشید.تمام روزها نوئل اند. همیشه شاد و لبتان خندان باشد. به امید روزهای بهتر.

کيميا/ فرياد سکوت گفت...

هموطنم سلام . خوشحالم از آشنايي با افکارشما که در اين بلاگ نمودپيدا کرده است... هموطن ! منهم دراين روز که فروغ عزيز، تولد دوباره را تجربه کرد پستي ويژه دارم که از همينجا به شما و تمامي علاقمندان به فروغ تقديمش مي کنم.

www.tavalodino.blogfa.com

بااحترام

کيميا
24 بهمن 1389 خورشيدي

Ali tajadod گفت...

سلام آقا رضای عزیز
آدرس وبلاگ من به خاطر کودتای ننگینی که علیه من صورت گرفت تغییر کرد اگر افتخار بدهید آدرس لینک مرا ( که از افتخاراتم است ، این حرکت شما) تغییر بدهید
alitajadod2.blogspot.com